ساختار فرهنگی دروپال، همراه با نگاهی به دروپال ۸

وب کاران - مطلب پیش رو حاصل ترجمه مقاله آقای "متیو تیف" میباشد که از توسعه دهنده های با سابقه و فعال دروپال می باشد.وی در این مطلب با تحلیل فضا و ساختار فرهنگی در دروپال و همچنین نقش برنامه نویس های داوطلب دیدی کامل از آینده دروپال ارائه کرده است .هرچند مقاله طولانی و مفصلی است ولی بسیار مفید و آینده نگرانه میباشد و توصیه میشود که تا انتهای مقاله را مطالعه نمایید .  

             

دروپال همواره در حال تغییر است.جامعه ی دروپال دائماً با کدهای جدید، دروپال را از نو خلق می‌کند  و با کلمات جدید به تصویر می کشد.این مقاله به بررسی روایات موجود درباره ی دروپال می‌پردازد.با بررسی داستانهایی که ما راجع به دروپال می گوییم و به اصطلاح "ساختار فرهنگی دروپال"، می توانیم درک بهتری از آنچه که در دروپال به خوبی در حال انجام است و آنچه که ممکن است ما را به درد سر بیاندازد داشته باشیم.

روایت غالبی که راجع به دروپال ۸ شنیده می شود این است که دروپال ۸ ، با اینکه شرایط را بسیار ساده‌تر می کند اما سایت های کوچک را نادیده می گیرد.

تمرکز روی این روایت، بعضی از مسائل مهمتری که در ماندگاری دروپال تاثیر دارند را نادیده می‌گیرد ، مسائلی از قبیل داوطلبان حقوق بگیر توسعه دهنده ی هسته ی دروپال،ارتباط شخصی که بسیاری از مردم با دروپال دارند و یا اهمیت ۱GPL.

گاهی ساختار فرهنگی دروپال به سرعت تغییر یک کد تغییر می‌کند، و این مقاله سعی برآن دارد که طیف وسیعی از روایات قابل بحث در این زمینه را گرد هم آورد تا دوباره علت اینکه چرا ما از دروپال استفاده می کنیم را بررسی کرده و برخی از ساختارهای رایج را به چالش بکشیم.

دروپال برای کسب و کار است

اخیراً تعداد نسبتاً زیادی مقاله راجع به دروپال و تجارت منتشر شده که به نظر می رسد نقطه‌ی شروع بسیاری از آنها این پرسش است که: آیا دروپال ۸ برای تجارت ساخته شده است؟ وقتی کمی بیشتر در این روایات دقت می کنیم حتی اینطور به نظر می رسد که ممکن است پرسش به این صورت باشد که آیا دروپال ۸ توسط آکوئیا (Acquia )  و برای آکوئیا ساخته شده است؟

به نظر می رسد بخشی از پاسخ به این پرسش ها نسبتاً ثابت شده هستند. بله دروپال ۸  مطابق با  نیازهای تجارت ساخته شده است.بله آکوئیا کمک مالی و زمانی زیادی به دروپال کرده است. فکر نمی کنم این حقایق در تناقض باشند.

در واقع زمانیکه دریس بایتت (Dries Buytaert) ، خالق دروپال و از بنیانگذاران آکوئیا، با نشریاتی مانند Computerworld مصاحبه می کند، اهداف خود را پنهان نمی کند و صراحتاً توضیحاتی راجع به آینده‌ی دروپال در تجارت بیان می کند.

مثلاً می گوید: " من مایل به نادیده گرفتن سایت های کوچک نیستم اما به نظرم  فقط باید بگویم که ما بیشتر پیرامون سایت های بزرگ کار می کنیم و کمتر به سایت های کوچک می پردازیم."

منصفانه است اگر بگوییم همه‌ی سایت های بزرگ ، سایتهای تجاری یا شرکتی  و یا حتی سایتهای پول ساز نیستند، اما در عین حال فکر می کنم می توانیم فرض کنیم که بسیاری از آنها هم هستند.نگاهی گذرا به بزرگترین سایتهای موجود در وب نشان می دهد که بسیاری از آنها سایت شرکتهایی هستند که کسب درآمد می کنند.به طور کلی سایتهای بزرگ، کسب و کارهای بزرگ هستند.

علاوه بر این، هنگامیکه دریس در مورد شرکتش آکوئیا صحبت می کند، به وضوح قصد خود را برای رشد و خدمت به مشتریان هرچه بزرگتر و سرمایه دارتر بیان می کند:

" ما می خواستیم دروپال آن چیزی بشود که ردهت ) Red Hat ( برای لینوکس است،به همین دلیل آکوئیا را  تاسیس کردیم...من خودمان را به عنوان مدل بزرگ بعدی در تجارت متن باز می بینم با ۱ میلیارد دلار درآمد، مانند ردهت .ما در مسیر عرضه‌ی اولیه‌ی سهام هستیم گرچه هنوز روزهای نخستین است و لی ما در حال آماده شدن هستیم."

تجارت محور نامیدن دروپال، بخصوص اگر کسی باور داشته باشد که دریس و آکوئیا تاثیری روی دروپال داشته اند، بحث برانگیز نیست.دروپال ۸  احتمالاً مزیتی برای شرکتهای بزرگ و کاسب خواهد بود، و دروپال به جذب شرکتهایی که به دنبال یک سیستم مدیریت محتوای (CMS) متن باز قوی برای تجارت هستند ادامه خواهد داد.

با این وجود، آکوئیا تنها شرکت بزرگی نیست که آینده‌ی دروپال را تحت تاثیر قرار می دهد. وقتی دریس، برنامه‌ی دروپال در مقیاس بزرگ آکوئیا (LSD)۲ را اعلام کرد، اینطور شروع کرد: 

" آکوئیا با شرکتهای بزرگ زیادی که روی دروپال سرمایه گذاری می کنند کار می کند.این سازمانها با استفاده از دروپال کارهای شگفت انگیزی انجام می دهند و با عبور از محدودیتهای قبلی، نوآوری می کنند.با این حال هنگام صحبت با مشتریان خود متوجه شدیم که خیلی کم پیش می آید که بزرگترین کاربران دروپال معلوماتشان را به اشتراک گذاشته و تبادل نظر کنند."

شرکتهای دروپالی بزرگ(LSD)، جلساتی را پشت درهای بسته برگزار می کنند و در این جلسات با به اشتراک گذاری معلوماتشان تصمیم می گیرند که چه مسائلی را می خواهند حل کنند،سپس با پرداخت مبالغی به توسعه دهندگان از آنها می خواهند که راه حلهایی را پیدا کنند و در نهایت این راه حلها را با جامعه‌ی گسترده تر دروپال به اشتراک می گذارند.طبق گفته‌ی وب سایت LSD  این تصمیمات اولیه توسط رهبران و توسعه دهنگان کلیدی جامعه‌ی دروپال و همچنین همتاهایشان در سایر سازمانهای پیشرو در اجرای دروپال ، گرفته می شود. پس از این فرآیند، این راه‌ حلها در اختیارجامعه‌ی گسترده تر دروپال، که آن هم می تواند به رشد و توسعه‌ی آنها کمک کند، قرار می گیرد.دریس می‌نویسد:  با یک بار همکاری، پذیرای هر شخصی برای بحث و کمک به پروژه هستیم. طبق گفته‌ی معاونت LSD در شرکت آکوئیا، فایده اش برایLSD، این است که همه‌ی ما به نرم افزار بسیار بهتری دست می یابیم که توسط تعدادی از مستعدترین افراد جامعه‌ی دروپال ساخته شده است.

ما به این سمت سوق داده می شویم که باور کنیم که LSD، با در اختیار داشتن مغزها، پول و استعداد، این توانایی را دارد که هر کاری را به بهترین شکل انجام دهد.LSD، من را یاد جلسات اولیه‌ی جنبش متن باز در سال ۱۹۹۸ می‌اندازد که شرکتها را در محیطی خصوصی دور هم جمع می کرد تا راههایی برای کسب درآمد از فعالیتشان در این حوزه را پیدا کنند، چنانکه New Yorker آن را "به قول معروف،به نام پیشرفت و استاندارد سازی" ارائه داده است.در واقع LSD، ممکن است به حل آنچه همکارم جف ایتون (Jeff Eaton) در Lullabot آن را مشکل پلاتیپس۳ دروپال نامیده است کمک کند، که پیچیدگی مبرم و غیر قابل توضیحی است.

واضح است که دروپال برای آکوئیا و مشتریان تجاری بزرگش سودآور است، اما توضیحات بیشتری راجع به آن وجود دارد.وقتی سوال را مثلاً به این صورت تغییر می دهیم که آیا دروپال ۸ فقط توسط آکوئیا و شریکانش ساخته شده؟جواب کاملاً متفاوتی را دریافت می کنیم:قطعاً نه.

همینطور که به تدریج به چیزهایی مانند اعتبارهای شرکتی در Commit Message۴ نزدیک می شویم، فرصتهای بیشتری برای تبلیغ در Drupal.org  ایجاد می کنیم، و همینطورکه آکوئیا توسعه دهندگان بیشتری را تایید می کند ، می توانیم میل سازمانهای بیشتری را برای پیوستن به اکوسیستم دروپال ببینیم، که به نظر من هدف بزرگی است.نفوذ و اعتبار شرکتهای گوناگون می تواند کمک بزرگی برای یک نرم افزار رایگان باشد.

دروپال،آکوئیا نیست.آکوئیا چهار نفر از شش نفری که در واقع می توانند تغییرات کدی را وارد دروپال ۸ کنند را استخدام می کند، اما هزاران نفر پچ هایی(Patch) را برای بررسی ارائه می دهند.با وجود اینکه اطمینان نداریم- چون تاریخچه‌ی اعتبارات سازمانی را نمی دانیم- اینطور به نظر می رسد که احتمالاً تعداد افرادی که به دروپال ۸ کد دادند و برای آکوئیا کار می کنند خیلی کمتر از تعداد کسانی است که حداقل یک بار به دروپال ۸ پچ دادند و برای آکوئیا کار نمی کنند.

به موجب این واقعیت که دریس دروپال را خلق کرده و از موسسین آکوئیا است، او بزرگترین مدعی و بلندگوی این حوزه می شود.به عنوان مثال، گمان می‌کنم افراد بیشتری این متن را به یاد می آورندکه دریس توئیت کرد: "خبر فوری، حاضر و آماده، سرعت دروپال ۸ ، برای کاربران غیر لاگین ۲ تا ۲۰۰ برابر از دروپال ۷ بیشتر است، تا اینکه بحث طولانی پیرو آن را به یاد بیاورند که اشتباهات منطق توئیتش را نشان می داد. دریس و شرکتش، احتمالاً بیشترین قدرت را در پیام دادن راجع به ماهیت دروپال دارند. اما آیا آنها صحیح می گویند؟ آیا واقعاً دروپال بیشتر در مورد سایتهای بزرگ است؟

دروپال برای همه است

لری گارفیلد  (Larry Garfield) ، در یادداشتی آورده است که دروپال ۵، دروپال ۶، دروپال۷ ، و دروپال ۸ همگی متهم به" نادیده گرفتن سایتهای کوچک هستند." همچنین لری معتقد است که" از نظر فنی تا حدود زیادی درست است که دروپال ۸ پیچیده تر است اما در عین حال برای غیر توسعه دهندگان نیز جهشی بزرگ رو به جلو است." لری نسبت به آینده‌ی دروپال، در قابل استفاده بودن برای همه، کاملاً خوشبین است.

چنانکه جامعه‌ی دروپال هم نسبت به این موضوع خوشبین است.Drupal.org بهترین جای اثبات آن است با این تیتر که " دروپال ۸ برای راضی کردن هر کسی، چیزی خواهد داشت." با وجود نظر من مبنی بر اینکه خیلی ها دروپال را به عنوان یک سیستم مدیریت محتوای(CMS) مناسب برای شرکتهای تجاری خواهند دانست، اما دروپال ۸ صرفاً یک سیستم مدیریت محتوای شرکتی نیست.من هم با همکارم، در نگهداری و پشتیبانی سیستم پیکربندی دروپال ۸ ،         الکس پات(Alex Pott)، موافقم وقتی که می نویسد،" دروپال نرم افزار متن باز است و من هیجان زده‌ام که شرکتهای تجاری و غیر تجاری، مدارس، اشخاص و کاپیتان کرک  (Captain Kirk) هم می توانند از دروپال ۸ استفاده کنند." (همچنین مقایسه‌ی سهم من درمشارکت در دروپال ۸  نسبت به سهم الکس، برای من خنده آور است، اما صحبت بیشتر راجع به آن را به بعد موکول می کینم.)  

انتقادهای رایج در مورد دروپال ۸، و پاسخ به این انتقادات تقریباً بیشتر جنبه‌ی فنی دارند- رابط‌های برنامه نویسی کاربردی(API)۵ همواره در حال تغییر هستند، سیستم پیکربندی مانند ماژول Features کار نمی کند، دروپال ۸ آهسته  است، سایتهای کوچک نیازی به خدمات وب ندارند، توسعه دهندگان حرفه ای بیشتر به کدهای شیءگرا تمایل دارند و غیره.همچنانکه دروپال قابلیت بیشتری را در پیاده سازی پروژه‌هایی که بطور فزاینده پیچیده هستند کسب می کند، از نظر برخی افراد از قابلیتش در اجرای  پروژه های ساده‌تر کاسته می شود، که به عقیده‌ی من این منطق صحیح نیست.

موضوع بسیار پیچیده‌ی طرح مدیریت پیکربندی(CMI)۶ را بطور خلاصه بررسی می کنیم.اگر چه Features و Strongarm ،به عنوان ماژولهای دروپالی (غیر هسته ای) وارد دروپال ۷  شده اند، اما در دروپال ۷ هیچ سیستم پیکربندی ای وجود ندارد. همانطور که من بارها گفته ام، سیستم پیکربندی دروپال ۸، همان ماژولFeatures  نیست. سیستم مدیریت پیکربندی بسیار پیچیده ای در دروپال ۸ وجود دارد و سیستم جدید ترجمه، با هدف قابل دستیابی کردن دروپال برای افراد بیشتر با زبانهای مختلف، یکی از مهمترین تاثیرها را بر روی سیستم پیکربندی داشت. به موجب طرح مدیریت پیکربندی، برای تغییر دروپال ۷ به ۸ دیگر نیازی به تقریباً ۵۰ جدول پایگاه  داده نداشتیم، چراکه ما استاندارد سازی را روی یک سیستم انجام دادیم.به عقیده‌ی من داشتن یک سیستم حاصل از تفکر و برنامه ریزی دقیق خیلی مفیدتر از داشتن ده ها راه حل مختلف در یک سیستم مدیریت محتوا(CMS) است. ظاهراً بحث در مورد اینکه این تغییرات به نوعی بیشتر به نفع شرکتهای بزرگ تجاری است تا به اصطلاح شرکتهای خرده پا،صحیح است.

Nedjo Rogers با من موافق نیست، مخصوصاً در مورد مدل مرحله بندی مدیریت پیکربندی.

 او می نویسد: " سخت است به این نتیجه نرسیم که دروپال ۸،  مدیریت پیکربندی را به یک مدل مرحله بندی ( اساساً تجارت محور) تک سایتی متصل می کند."

منظور او به خوبی درک می شود که سایتهای کوچکتر –  و به طور وسیعتر، توسعه دهندگان غیر تجاری که آن سایتها را ساختند –  معمولاً به آن روشی که روند کاری توسعه >> مرحله بندی >> محصول در سایتهای تجاری بزرگ لازم است،  نیازی ندارند.

جایی که من مخالفم این است که وجود صرف یک سیستم پیکربندی، برای سایتهای کوچکتر تاثیر منفی خواهد داشت.

Backdrop۷  را یک Drupal fork۸ (شاخه ای از دروپال) در نظر بگیرید. ظاهراً توسعه دهندگان Backdrop، این نظریه که" دروپال برای همه است" را رد می کنند، همانطورکه Nedjo آن را رد می کند. Jen Lampton و

Nate Haug (همکار دیگرم در Lullabot )، در Drupal Watchdog نوشتند:"همچنانکه دروپال خودش را به بازار شرکتهای تجاری بزرگ نزدیکتر می کند، سیستم مدیریت محتوای Backdrop برای پاسخگویی به نیازهای شرکتهای خرده پا پدیدار می شود."

Backdrop دارای سیستم پیکربندی است، البته بدون سیستم ترجمه. Backdrop   با تلاش برای اینکه بیشتر شبیه دروپال ۷ باشد تا دروپال ۸ ، توسعه دهندگان دروپال ۷ را تجهیز می کند. آنها می نویسند: " ما مایلیم سیستم مدیریت محتوای Backdrop را گام منطقی بعدی در تکامل دروپال بدانیم." جامعه‌ی Backdrop ، این پیام را هر چقدرکه     می تواند در هر جایی که اجازه داشته باشد منتشر می کند. همانطور که وب سایتBackdrop اعلام می کند،آنها        می خواهند شما باور کنید که Bckdrop، یک سیستم مدیریت محتوای جامع برای شرکتهای تجاری و غیر تجاری کوچک تا متوسط می باشد. (برای اطلاع بیشتر راجع به Backdrop به مصاحبه‌ی من با Nate Haug گوش دهید.)

به همان اندازه که مایلم موفقیت Bckdrop را ببینم، به همان اندازه هم نسبت به آن شک دارم.به نظر من دلیل فنی قانع کننده ای برای اینکه شرکتهای تجاری و غیر تجاری کوچک به جای دروپال از Backdrop استفاده کنند وجود ندارد. احساس می کنم تا حدودی در یک موقعیت منحصر به فردی هستم که می توانم هم طرفدار دروپال باشم هم طرفدار Backdrop، و مشتاقانه منتظرم ببینم چه تعدادی به طور همزمان ماژولهای دروپال و Backdrop را حفظ می کنند، چه تعداد از مشتریان متقاضی Backdrop هستند، چه تعدادی Backdrop روی Pantheon را امتحان می کنند، چه نوع جامعه ای به توسعه‌ی Backdrop می پردازد و غیره. اگر Backdrop موفق شود، فکر نمی کنم کار زیادی برای مناسبتر کردن کد دروپال، برای منافع شرکتهای بزرگ، داشته باشد.

در طول چند سال گذشته، چندین سخنرانی راجع به دروپال ۸  ارائه داده ام،  و نهایت تلاشم را کرده ام که به جای جزئیات کم اهمیت، تصویر گسترده تری را در نظر بگیرم.با هر بار مرور تغییرات، احساس کرده ام که اکثر ویژگیهای جدید به نفع همه خواهد بود. دروپال ۸  برای موبایل مناسب تر است، دارای یک ویرایشگر WYSIWYG است، ماژول views را در هسته دارد، HTML Markup را پشتیبانی می کند و قابل دسترس تر است.

درحالیکه من ایده های زیادی در مورد این موضوعات خاص دارم، اما بسیاری از آنها به صورت گسترده ای مورد بحث قرار گرفته اند، و من در عوض یک گام به عقب بر میگردم و هویت دروپال را از دیدگاهی کمتر فنی بررسی می کنم.

دروپال شخصی است

اینکه در بررسی دروپال، به سادگی به مقایسه‌ی ساختار سایتهای بزرگ و کوچک بپردازیم ما را از بعضی از فاکتورهای نسبتاً مهم غافل می‌کند، فاکتورهایی مانند این واقعیت که برای بسیاری از مردم دروپال شخصی است. در فن‌آوری، اکتشاف هستی شناختی بیشتر از طریق مباحث مربوط به کد پیش می‌رود تا ملاحظات فرهنگی. ما در پرسیدن پرسشهایی مانند "آیا دروپال ۸ کندتر خواهد بود؟" یا مطرح کردن اینکه کاربرپسندتر است یا نه؟" خوب هستیم. اما در پرسیدن اینکه چه چیزی درک ما از قسمتی از یک نرم افزار را تحت تاثیر قرار می دهد به آن خوبی نیستیم. ما باور داریم اشخاصی که به دنبال کد می آیند در جامعه‌ی‌ دروپال می مانند، اما در جامعه‌ی‌ دروپال به ندرت افراد را ارزیابی می‌کنیم (البته استثناهایی هم وجود دارند).

برای چشم پوشی از تاثیر این نیروهای خارجی، تصویر نا تمامی را نقاشی می‌کند. برای مثال من فکر نمی کنم این موضوع اتفاقی باشد که Nedjo Rogers، یکی از افرادی که همواره پرسشهای خوبی می پرسد راجع به اینکه چگونه دروپال ۸ برای توزیع کنندگان و سایتهای کوچک کار خواهد کرد،در عین حال در توسعه‌ی باز ، یک توزیع دروپالی برای شرکتهای غیر تجاری کوچک و جنبشهای مردمی، هم یک توسعه دهنده‌ی پیشقدم باشد. او آشکارا اقرار می‌کند که چگونه شخصاً در تضاد است:

"پرسشهای انتزاعی در مورد نجات دنیا یا کار برای جمع آوری سرمایه،قطعاً به تجربه زندگی واقعی برگردانده می شوند. برای من، شخصاً، تنش بین نرم افزار رایگان و کار کردن ¢برای بشر¢، تضادهایی هستند که هر روز احساس می کنم."

یا توصیف ۷ سال پیش دریس از دروپال را در نظر بگیرید:

" من سالهای زیادی روی دروپال کار کرده ام و آکوئیا شرکت من است. من می دانم که متن باز چگونه کار می کند، زیر و بم جامعه‌ی دروپال را می شناسم، من می دانم که شرکتها چگونه باید با جامعه‌ی دروپال کار کنند، و من به هیچ وجه قصد نابود کردن فرزند خودم را ندارم."

اگر دریس دروپال را به عنوان فرزند خود میداند، تصور کنید زمانیکه دیگران فرزندش را می برند تا به عنوان فرزند خودشان پرورش دهند، چه حسی باید داشته باشد- مانند مورد Backdrop .

افراد زیادی راجع به ماهیت شخصی دروپال نظرهای مشابهی داده اند.xjm  که در دفتر CTO‪(OCTO)‬ در آکوئیا برای دریس کار می کند نوشت:" همکاری در هسته‌ی دروپال، برای من تجربه‌ی تغییر زندگی بود."  webchick ،که او هم در OCTO کار می کند ، عکس ملموسی در حال بغل کردن یک لوگوی بزرگ دروپال  دارد، و مشتاقانه به یاد می آورم که همیشه در شرح حالش در توئیتر و هرجای دیگری جمله‌ی طراحی شده توسط دروپال وجود داشت.chx ، یکی از پرکارترین همکاران دروپال تا به حال، در سال ۲۰۰۹  پستی را با عنوان "چرا دروپال را دوست دارم" نوشت. و سپس پنج سال بعد باید توضیح می داد که چرا عکس پروفایلش را به یک لوگوی دروپالی گریان تغییر داد.  من شخصاً بسیاری از این افراد می شناسم. در کنار بعضی از آنها ساعتها و روزها به نوشتن کد نشسته ام. بعضی از آنها در خانه‌ی من مانده اند. من از اینکه آنها زمان زیادی را صرف دروپال کرده اند اطمینان کامل دارم.

             

xjm ادعا می کند که تیمش در OCTO دارای انگیزه های شخصی ارزشمندی هستند و در وبلاگش از آنها دفاع می‌کند:

نسانهای زنده هستند که این گروه را تشکیل می دهند نه آدم‌های مکانیکی که یک شرکت ماشینی را اداره می کنند. حتی در OCTO ، شش نفر از ما ساعتهایی خارج از زمان کاری را به چیزهایی اختصاص می دهیم که در حیطه‌ی شغلی ما نیستند اما برای ما اهمیت دارند.Gabor ابتکار چند زبانه را هدایت می‌کند چرا که او می خواهد دروپال همه‌ی زبانها را پشتیبانی کند; در صورتیکه آکوئیا آن را در اولویت قرار نداده است.Tim علاوه بر پرداختن به مسائل مهمی که آکوئیا برای رفعش به او حقوق می دهد، به صورت داوطلبانه روی مشکلات هسته ای کار می کند که در تجربه‌ی ساختن سایتها و اضافه کردن ماژولها برایش مشکل ساز می شوند. و آکوئیا به اینکه من در اوقات فراغتم چه کاری انجام می دهم یا به چه چیزی فکر می‌کنم کاری ندارد. بنابراین در عین اینکه باید تسلطی که سازمانها ممکن است روی کارکنانشان داشته باشند را تصدیق کنیم، بایست به اشخاص این اختیار را بدهیم که کار خودشان را انجام دهند."

آنچه که شاید برای برای افراد خارج از جامعه‌ی دروپال جذابیت بیشتری داشته باشد این است که جامعه‌ی دروپال مملو از افرادی است که می توانم راجع به آنها چیزهای مشابهی بگویم، مانند بسیاری از افراد دلسوز و متعهدی که سالیان سال با آنها برای طراحی و برنامه ریزی  Twin Cities Drupal Camp کار کردم. احتمالاً گروه مشابهی ازمردم در جامعه‌ی شما هم وجود دارد.

در جوامع نرم افزار رایگان، همانطور که Eric Raymond به ما یادآوری می کند، نویسنده را به جای کد مورد حمله قرار نمی‌دهند. افرادی که این روایات چالشی راجع به دروپال را ارائه می دهند با نیت خوبی همین کار را می کنند. درحالیکه ساختن دروپال به عنوان نبرد بزرگ در برابرکوچک وسوسه انگیز است، به نظر من برای درک آنچه که در جامعه‌ی دروپال در حال وقوع است بسیار محدود کننده است. بسیار شبیه به سایر فایلهای باینری بسیار ساده مانند FSF در برابر OSI ، Microsoft در برابر GNU/Linux ، یا حتی تضادهای دقیق تری مانند Debian در برابر Ubuntu ، مهم است که همواره به یاد داشته باشیم که دروپال بدون حمله به افراد شخصی است.

بعضی از ما در طول روز روی دروپال کار می کنیم، در وقت آزادمان به دروپال کمک می کنیم، زمان زیادی را صرف آموزش شگفتیهای دروپال به دیگران می کنیم. این امر ممکن است کد ما را تغییر ندهد، اما در فهمیدن این ساختارهای چالشی به من کمک می کند.

دروپال شخصی نیست

 اگر دروپال به روند کمتر شخصی بودن ادامه دهد، این امر می تواند تهدیدی برای جامعه‌ی دروپال باشد.

همه‌ی کدهای موجود در هسته‌ی دروپال بطور پیش فرض برای همه قابل دسترسی هستند. مشکل قابلیت در دسترس بودن کد نیست، بلکه نگرانیهایی است که در رابطه با نفوذ در آن وجود دارد. مسخره است اگر فکر کنیم که هر گروه خاصی نباید امکان استفاده، مطالعه، اصلاح یا توزیع دروپال را داشته باشد. مشکلی که من میبینم این است که دروپال در حال حرکت به سمتی است که مردم همچنان به ترس از آنچه که Benjamin Mako Hill به تازگی آن را تحت عنوان "دسترسی بدون اختیار" توصیف کرده است ادامه می دهند. بحث و گفتگو در مورد یک ویژگی جدید یا تصمیم گیری در مورد یک طرح، از طریق تماس ویدئویی (video call) سریعتر و کارآمد تر از آی آر سی(IRC)۹ است. اتاقی که فقط توسعه دهندگان OCTO در آن حضور دارند می تواند خیلی سریعتر راجع به یک مسئله تصمیم گیری کند تا اینکه در یک صف موضوعی به مشاجره گذاشته شود. اما من پیش از این تلاش کرده ام تا مشخص کنم که آکوئیا یک شرکت بزرگ و قدرتمند ناشناخته ای که نسبت به نیازهای جامعه‌ی دروپال بی تفاوت باشد نیست.

دروپال تحت شرایط گواهینامه عمومی GNU ‪(GPL)‬ منتشر می شود که مجوز برتر بنیاد نرم افزار رایگان(FSF)  است. بنابراین حس خاصی از طنز وجود دارد وقتی که FSF از دروپال استفاده می کند و به همین ترتیب ابتکار متن باز OSI، هم از دروپال استفاده می کند. کاتولیک ها از دروپال استفاده می کنند و به همین ترتیب جهانگرایان یکتاپرست هم از دروپال استفاده می کنند. پایگاه های رسانه های عمومی از دروپال استفاده می کنند و به همین ترتیب برندهای NBC Universal هم از دروپال استفاده می کنند.

این گروهها برنامه ها و اهداف کاملاً متفاوتی دارند و همگی از دروپال استفاده می کنند. دروپال از طریق دخیل کردن طیف گسترده ای از مردم با هزاران دیدگاه مختلف، تعاملهای معنی داری را ایجاد می کند و به نوعی همچنان به جذب کاربران جدید ادامه می دهد، هم کاربران تجاری و غیر تجاری و هم شخصی و سازمانی.

حتی خوش نیت ترین افراد هم می توانند برای جامعه‌ نرم افزار آزاد مزاحمت ایجاد کنند. Gabriella Coleman در پایان نامه‌اش که به کتاب آزادی برنامه نویسی ( Coding Freedom) تبدیل شد، داستانی را نقل می کند راجع به زمانیکه برخی از اعضای کلیدی دبیان در یک کنفرانس دور هم جمع شدند و نتیجه گیری کردند که دبیان باید پشتیبانی معماری جهانی خود را متوقف کند. ایمیل درخواستی پیرو آن که توسط این افراد خوش نیت پشنهاد شد بحران به یادماندنی ای را در جامعه‌ی دبیان ایجاد کرد. Coleman  علاوه  بر  بررسی مکاتبات آی آر سی و پستهای وبلاگی، هزاران ایمیلی که در پاسخ به این درخواست فرستاده شده بود را هم بررسی کرد ومتوجه شد که یکی از مهمترین شکایاتی که بارها و بارها مطرح شده بود، در مورد صدای آن بود. جامعه‌ی نرم افزاری باید یقین داشته باشد که آنها می‌توانند فرآیند تصمیم گیری را تحت تاثیر قرار دهند. او نتیجه گیری کرد:

"آنچه که این رویداد برای ما آشکار کرد این است که اجرای شایسته سالاری دبیان، مانند همه‌ی شایسته سالاریها، یک چارچوب شکننده است که به راحتی در معرض خطر ابتلا به فساد قرار دارد (۱۵۴)."

این تهدید می تواند واقعی یا فرضی، عمدی یا غیر عمدی باشد. در این مورد خاص، صدها نفر از توسعه دهندگان دبیان در پستوهای دودگرفته فرضی رها شدند، جایی که تصمیمات بدون دخالت آنها گرفته شد.

دریس می نویسد:  انگیزه‌ من عالی انجام دادن و خوب انجام دادن است. من سازمانهایی مانند سازمان دکتر های بدون مرز را تحسین می کنم و تلاش می کنم تا مانند آنها عمل کنم. " من معتقدم که دریس کار بسیار بزرگی را در توازن نیازهای آکوئیا با نیازهای جامعه انجام داده است. یقین دارم که او برای خوب انجام دادن در تلاش است."

من هنوز هم نگرانیهایی راجع به شرکت آکوئیا دارم.زمانیکه آکوئیا عرضه‌ی اولیه‌ی عمومی سهام IPO ، داشته باشد دیگر قادر نخواهد بود مانند "دکترهای بدون مرز" عمل کند- باید پاسخگوی سرمایه گذاران و سهامدارانش باشد. اما باز هم با توجه به مقدار زیاد سرمایه ای که آکوئیا تا به حال جمع آوری کرده است، شاید عرضه‌ی عمومی سهام تا آن حد تغییرش ندهد. شرکت آکوئیا جامعه‌ی دروپال را مجبور به طرح پرسشهایی راجع به عواقب سرمایه گذاری می کند. آکوئیا ما را وادار به اندیشیدن به این پرسش می کند که آیا دروپال می تواند همچنان هم به نفع جهان غنی باشد و هم به نفع جهان فقیر. آیا استارت آپی که آرمانش تبدیل شدن به یک شرکت بیلیون دلاری است می تواند از اعمال نفوذ نامناسب روی نرم افزاری که هم توسط شرکتهای سود محور بسیار بزرگ و هم سازمانهای عملگرای کوچک استفاده می شود اجتناب کند؟

چیزی که برای من مهمتر است این است که بعضی از مشکلات دروپال ۸، ناشی از نگرانیهای بیش از حد برای بهتر کردن دروپال است، در اصل ممکن است آکوئیا انعطاف پذیری هسته‌ی دروپال را محدود‌کند، به این ترتیب که شاید با تحت فشار قراردادن هسته‌ی دروپال، باعث شود دروپال بیشتر به محدودیتهای مالی و یا سازمانی خود آکوئیا بپردازد تا به نیازهای موجود در جامعه‌ی گسترده تر دروپال. ترس ما این است که آکوئیا بتواند دروپال را غیر شخصی کند.

من در ابتدا با خواندن کتاب کد یاغی (Rebel Code) نوشته‌ی Glyn Moody وکتاب کلیسای جامع و بازار    (The Cathedral and the Bazaar) نوشته‌ی Eric Raymond واقعاً به نرم افزار آزاد علاقمند شدم.کلماتی مانند "یاغی" و "بازار" من را جذب کردند. وقتی برای اولین بار در رادیو عمومی ویسکانسین شروع به استفاده‌ی حرفه ای از دروپال کردم، به دلیل ارتباطش با موسسات دولتی، علمی و فرهنگی و غیر تجاری،که پیشتر بسیار راجع به آن صحبت شد، تا حد زیادی شیفته‌ی این نرم افزار شدم. بخشهایی از دروپال از قبیل Open Outreach ,CiviCRM (نگهداری و پشتیبانی شده توسط Nedjo)، و Open Media همگی برای سازمانهای غیردولتی، غیر تجاری، عملگرا و مردمی آماده کار شدند – گروههایی که در بسیاری از شرایط، خودشان را در مخالفت با منافع شرکتهای بزرگ قرار می دهند. احساس می کنم بسیاری از مردمی که در ابتدا به این دلیل که دروپال را غیر تجاری پسند دانستند مجذوبش شدند، حالا به دلیل تاثیر زیاد کسب و کار روی بخش زیادی از هسته‌ی دروپال، دچار تناقض شده اند.

اگر دروپال همچنان بیشتر در مورد کسب و کار شناخته می شود به این دلیل است که دروپال به طور بالقوه کمتر به اشخاص مربوط می شود و بیشتر به نیازهای کسب و کارهایی  می پردازد که آن اشخاص برایش کار می کنند. برای مثال نمی توانم تصورکنم که دریس یا Angie کدی که به راستی یقین داشته باشند به نفع شرکای آنها در شرکتهای بزرگ نیست را برای هسته‌ی دروپال بنویسند.

دروپال جامعه‌ای از داوطلبان است

با توجه به اینکه اخیراً تعداد توسعه دهندگانی که برای کار تمام وقت روی هسته‌ی دروپال حقوق می گیرند روند سعودی داشته است، نگران آن هستم که دروپال برای ادامه‌ی پیشرفتش، در جذب داوطلبان لازم ، خطر کند.امروزه در مقایسه با همین چند سال پیش افراد بیشتری برای کار تمام وقت بر روی دروپال حقوق می گیرند. اگر تنها یک نفر معتقد باشد که کار بدون حقوق، غیر اخلاقی است آنگاه این تغییر خوش آیند خواهد بود. این تغییر ممکن است به نفع آنهایی باشد که به جای اینکه با شبها و آخر هفته ها کار کردن بر روی دروپال دچار فرسودگی شغلی شوند، دارای شغل روزانه باشند. با این حال، همچنانکه ساختار فرهنگی دروپال از چیزی مرتبط با هک آخر هفته و جنبشهای مردمی به سمت چیزی مرتبط با شرکتها – یا حتی بدتر، یک شرکت تنها- حرکت می کند، آنگاه ما بطور بالقوه مشکلات دیگری را ایجاد می کنیم.

قطعاً سوالات موجود در مورد تاثیر آکوئیا جدید نیستند. اعتراضها به موقعیت آکوئیا حداقل از اوایل سال ۲۰۰۷ با صدای بلند عنوان شدند. این قضیه باعث اعتبار دریس است که همچنانکه آکوئیا به رشد خود ادامه داده است، با اجازه دادن به افراد بیشتری برای ایجاد معنا و مفهوم در کد، جامعه‌ی دروپال هم درست درکنار آن رشد کرده است.

حقیقت واضحی است که برنامه نویسان تمایل دارند بدون دریافت پاداش به پروژه ها کمک کنند اما نه به بهبود نرم افزار. زمانیکه آکوئیا تصمیم به ایجاد تغییری در دروپال می گیرد، برای تحقق آن تغییرات آرا، استعداد و بودجه‌ی لازم را در اختیار دارد، اینطور به نظر می رسد که آکوئیا لزوماً انواع مشارکتهای دیگری را که سایرین می توانند انجام دهند را محدود می کند. با این حال به نظر نمی رسد که موضوع این باشد. Holly Ross ، مدیر اجرایی انجمن دروپال (DA)۱۰ ، اخیراً  تسریع پروژه‌ی دروپال۸  را مطرح کرده است که هدفش اختصاص بودجه‌ی ۲۵۰.۰۰۰ دلاری  برای سرعت بخشیدن به انتشار دروپال ۸  است. او این ابتکار را به عنوان جایگزینی اقتصاد زیرزمینی شرکتهایی توصیف کرد که به اشخاص برای کار بر روی هسته‌ی دروپال حقوق پرداخت می کنند. او و انجمن دروپال قطعاً آگاه هستند که اختصاص بودجه برای توسعه‌ی هسته‌ی دروپال، می تواند باعث تضعیف فعالیتهای داوطلبانه شود. آنها امیدوارند با سرمایه گذاری بر روی ایده ها بجای سرمایه گذاری بر روی اشخاص، زمان انتشار نسخه‌ی نهایی دروپال ۸ را کوتاهتر کنند.

هدف انجمن دروپال کمک به حفظ تمرکز توسعه دهندگان بر روی تمام کردن مسائلی است که منجر به انتشار دروپال ۸  خواهند شد.دریس که رئیس هیئت مدیره انجمن دروپال است، به نیویورک تایمز گفت:  " منبع باز داروینی است. در نهایت بهترین ایده برنده می شود اما بسیار بی فایده تر است." یک شرکت حقیقی نمی تواند ۱۰ نسخه‌ی آلبوم عکس آنلاین ایجاد کند و بعد از امتحان کردن آنها بهترین را انتخاب کند."

Angie Byron هم که عضو هیئت مدیره‌ی انجمن دروپال است، می خواهد توسعه‌ی دروپال ۸ را در یک  مسیر  رو به جلو حفظ کند، و او مراقب است که به افراد نگوید که مشخصاً چه کاری را انجام دهند. او در توئیتر اینطور مردم را فراخواند: " اگر توسعه دهنده هستی و به رفع اشکالات مهم دروپال ۸ نپرداخته ای، بی زحمت دلیلش را به اشتراک بگذار، در مورد آنچه که ما می توانیم برای کمک به این حرکت انجام دهیم کنجکاوم." او می خواهد همه چیز را در حرکت درمسیر معینی هدایت و حفظ کند، اما این را هم می داند که نمی تواند به سادگی به مردم بگوید که چه کاری را انجام دهند.

برای هر مشکلی راه حلی وجود دارد. برای مثال Linux Torvalds خالقGNU/Linux، مشخصاً آن را به عنوان چیزی که او فقط برای سرگرمی انجام می دهد توصیف کرد. هسته‌ی اصلی GNU/Linux فراتر ازتحت کنترل بودن یک شرکت خاص شناخته شده چرا که شرکتهای بسیاری به توسعه دهندگان برای کار بر روی آن حقوق پرداخت می‌کنند.توسعه دهندگان زیادی هستند که انگیزه شان از کار بر روی دروپال، فقط این است که می خواهند آن را بهتر کنند.کار بر روی هسته‌ی دروپال، حتی اگر برای پول هم باشد، دیگر فقط برای سرگرمی نیست.

Benjamin Mako Hill، یک توسعه دهنده‌ی پرکار، که به عنوان مدافع نرم افزار رایگان بسیار مورد توجه است، درباره‌ی تاثیر توسعه دهندگان حقوق بگیر بر جوامع داوطلب گرای نرم افزار رایگان، مقاله ای تحت عنوان " مشکلات و استراتژیهای موجود در تامین مالی پروژه های داوطلبانه‌ی نرم افزار رایگان" نوشت. او داستانهایی راجع به جوامع بیشماری که صرفاً به علت حضور توسعه دهندگان حقوق بگیر از هم جدا شدند را نقل قول می کند. Hill معتقد است، " وقتی صحبت از کار داوطلبانه و کار در ازای حقوق می شود، فقط می‌توانی یکی از آنها را داشته باشی نه هر دوی آنها را." او اهمیت فعالیتهای داوطبانه را اینطور بیان می کند:

" شاید استقلال نهادی، مهمترین منفعت فعالیتهای داوطلبانه در توسعه‌ی نرم افزار رایگان باشد. استقلال نهادی در یک پروژه‌ی نرم افزار رایگان بدان معنی است که قابلیت تعیین مشخصات یا هدایت پروژه، در انحصار هیچ شرکت یا سازمانی نیست.برای کاربران و توسعه دهندگان، استقلال نهادی بدان معنا است که تعیین مشخصات بعهده‌ی آنها می باشد; این یک خودگردانی کامل است. پروژه‌هایی که توسط داوطلبان اداره یا هدایت می شوند نسبت پروژه‌هایی که به صورت شرکتی یا سازمانی اداره می شوند یا نسبت به هر پروژه ای که نیروی کار حقوق بگیر در آن دخیل است، راحت تر می توانند بعنوان نهادی مستقل ظاهر شوند."

پروژه هایی مانند دبیان – که از شرکتهایی که برای بهبود دبیان به کارمندان حقوق می پردازند بهره می برند – بعنوان نهادی مستقل در نظر گرفته می شوند زیرا هیچ سازمانی نمی تواند پروژه را اداره و هدایت کند.

موقعیت هایی نظیر این پروژه ها تا حدودی من را نسبت به آینده‌ی دروپال نگران می کنند. شاید اینکه من خودم تحت تاثیر قرار گرفته ام ترسناکتر باشد. نظر به رشد اخیر تعداد کارکنان حقوق بگیر در جامعه‌ی دروپال، من، شخصاً احساس می کنم انگیزه‌ی کمتری برای کار بر روی هسته‌ی دروپال دارم زیرا می دانم که حتی اگر من آن را انجام ندهم در نهایت توسط کسانی که برایش حقوق می گیرند انجام می شود.

سوء تفاهم نشود: من عاشق این هستم که در طول روز بر روی دروپال کار کنم و حقوق بگیرم. من شغل رویایی خودم را دارم و آن را دوست دارم. شاید فرسودگی شغلی است. شاید تربیت من است. شاید ترس از پستوهای دودگرفته است. به هر حال چیزی است که من واقعاً هرگز تا این حد احساس نکردم – قطعاً همان چیزی است که من زمانیکه با اشخاصی مانند Tim Plunkett یا Alex Pott هستم احساس می کنم، هر دوی آنها قبل از اینکه برای کار تمام وقت روی هسته‌ی دروپال حقوق بگیرند، به خوبی و بطور خستگی ناپذیری روی هسته‌ی دروپال کار می‌کردند.

دروپال GPL است

دلایل زیادی برای امیدواری وجود دارد. می توان به توانایی دریس برای رهبری جامعه‌ی دروپال،احترامی که به او گذاشته می‌شود و احترامی که او به دیگران می‌گذارد اشاره کرد. می‌توان تعداد شرکت کنندگان در هسته‌ی دروپال که همواره در حال افزایش است را در نظر گرفت. با وجود این، بیش از هر عامل دیگری، من به گواهینامه‌ی عمومی GNU و سابقه‌ی۳۰ ساله اش برای تبدیل جهان به مکانی بهتر ایمان دارم.

اگر باور داشته باشیم که ندادن حق انحصاری استفاده و بهره برداری از یک عملکرد به هیچ کسی، ملاک اصلی مجوزهای نرم افزار رایگان است، در این صورت آنچه که برنامه هایی مانند LSD انجام می دهند باز هم در جهت مجوز های نرم افزار رایگان است، زیرا آنها در نهایت کدشان را به اشتراک می گذارند، حتی اگر روشهایشان باعث تغییر برخی جزئیات شود.

با این حال، دروپال طوری ساخته شده است که یک محافظ قدرتمند، امنیت آن را حفظ می کند. دقت GPL این اطمینان را به ما می دهد که دروپال همواره فاقد محدودیت و انحصار خواهد بود. و از اینکه شرکتی بخواهد به نسخه های انحصاری مشتق شده اش از دروپال جنبه تجاری داده و از انتشارآن کسب سود کند جلوگیری می کند.تا وقتیکه جامعه‌ی دروپال با منافع تجاری تهدید نشود، کد رایگان خواهد بود.

اگر جناح های جامعه‌ی دروپال احساس کنند که به اندازه‌ی کافی آزادی عمل ندارند می توانند کد را برداشته و هرطور که می خواهند عمل کنند. همانطور که امکان ایجاد Backdrop به عنوان یک Drupal Fork وجود داشت، زیرا GPL صراحتاً اجازه‌ی انشعاب سازی را می دهد. GPL حق شما در تغییر یا بهبود نرم افزار را محفوظ می دارد –  چه  تغییرات کوچک و چه تغییرات واقعاً بزرگ.

مهمتر از همه اهمیت GPL در جامعه‌ی دروپال به قوت خود باقی ماند، و به رغم تردید اخیر من احساس می کنم بسیاری از مردم می خواهند نقش خود را ایفا کنند. برای مثال، من از اینکه هر روز در کنار Dave Reid ، یکی دیگر از پرکارترین همکاران دروپال، کار می کنم لذت می برم. اخیراً، من و Dave بر روی یافتن راه هایی برای پردازش سریعتر داده ها کار می کردیم. زمانیکه برای یک شرکت تجاری بزرگ کار می کردیم، Dave روشی را برای پردازش فایلها ابداع کرد که به جای پردازش متوالی، فایلها را به صورت همزمان پردازش می کرد. به محض اینکه اشکالات را شناسایی و رفع کردیم و مطمئن شدیم که درست کار می کند، Dave ماژول را به جامعه‌ی دروپال اهدا کرد. ماژول  Concurrent Queue  فوق العاده است و هر کسی می تواند از آن استفاده کند. این ماژول برای هر کسی که به آن نیاز داشته باشد قابل استفاده و مفید خواهد بود چراکه ما آن را زمانیکه از شرکت حقوق می گرفتیم انجام دادیم. از این قبیل اتفاقات هر روزه در سرتاسر جامه‌ی دروپال رخ می دهد.

ما از ابتدا خودمان این ایده ها را نداشتیم بلکه آنها را از جامعه‌ی دروپال آموختیم.

جامعه‌ی دروپال یک شخص خاص و مجزا نیست. بلکه گروهی از افرادی است که با هم نرم افزار GPL را ساختند. دروپال ۸ به معنای آزادی، آزاد خواهد بود. نرم افزاری است که می تواند عمیقاً خصوصی باشد. نرم افزاری است که می تواند به نفع سازمانها باشد. نرم افزاری است که می تواند به نفع دشمنان ما باشد. GPL تضمین می کند که هر کسی برای استفاده از دروپال آزاد است.

بنابراین تا جائیکه من فهمیدم، ساختارهای فرهنگی متفاوتی در مورد دروپال وجود دارند که نمی توانیم ادعای صحیح بودن هیچ یک از آنها را داشته باشیم. زیرا، دروپال نرم افزاری است که هم برای وب سایتهای کوچک است و هم بزرگ. هم توسط توسعه دهندگان داوطلب نوشته شده  و هم حقوق بگیر. و بسیاری از ما ارتباط شخصی با دروپال داریم. چراکه دریس این مسیر و وسیله‌ی مفرح پیمودن آن یعنی دروپال را به عنوا ن نرم افزاری تحت مجوز GPL برای ما به ارمغان آورد، که بر اساس آن هر کسی آزاد است که هر فایلی روی Drupal.org  را  مطالعه، استفاده، تغییر یا منتشر کند و این چیزی است که همه‌ی این تفاوتها به وجود می آورد.

۱.GPL : مجوزکپی‌لفت: روشی است برای ارائه‌ی یک برنامه به صورت رایگان به طوری که کاربر ملزم شود تمامی نسخه‌های مشتق‌شده یا گسترش‌یافته از نرم‌افزار را نیز به صورت رایگان منتشر کند. 

۲.LSD : Large Scale Drupal

۳.Platypus : پستاندار آبزی و منقاردار و صدفخوار جنوب استرالیا

۴.Commit Message : روشی برای اعتبار دادن به سازمانهایی که به نرم افزار متن باز کدهایی را اضافه می کنند.

۵.Application Programming Interface

۶.  Configuration Management Initiative

۷. سیستم مدیریت محتوای جامع برای شرکتهای تجاری و غیر تجاری کوچک تا متوسط

۸. در مهندسی نرم افزار، شاخه دار شدن یک پروژه(project fork)،زمانی اتفاق می افتد که توسعه دهندگان، از کد منبع یک بسته‌ی نرم افزاری کپی گرفته و شروع به توسعه‌ی مستقل روی آن می کنند تا نمونه‌ی نرم افزاری متفاوت و جداگانه ای از آن تهیه کنند. اغلب این اصطلاح فقط مفهوم مشتق شدن یک توسعه را ندارد بلکه به شکاف در جامعه‌ی توسعه دهندگان اشاره دارد، شکلی از تفرقه و اختلاف.

۹.آی‌آرسی یا گپ رله اینترنتی، روشی از ارتباط آنی روی اینترنت است. آی‌آرسی اساساً برای گفتگوهای گروهی طراحی شد و گفتگوها بصورت عمومی در محلهایی بنام کانال )به انگلیسی: (Channels انجام می‌گیرد، همچنین ارتباط شخص با شخص توسط پیام خصوصی ممکن است. IRC به‌وسیله جارکو اویکارینن (Jarkko Oikarinen)  اسم مستعار WiZ در اواخر اوت ۱۹۸۸ برای جایگزینی برنامه‌ای بنام MUT ساخته شد.

۱۰.Drupal Association

منتشر شده

 در

تجارت و جامعه

در مورد نویسنده،Matthew Tift :  

مهندس، محقق و فعال در حوزه‌ی نرم افزار رایگان که از سال ۱۹۹۹ مشغول به ساختن وب سایت است.

میدان آرژانتین - خیابان وزرا - خیابان شهید رفیعی (۲۰) - پلاک ۱۰ - طبقه ۴ - واحد ۷ و ۸
طراحی سایت با دروپال (وب کاران)